- اصلاحات، به عقیده من یک گذار بود برای رسیدن به آزادی یا همون "دمکراسی" ...
اما ما نمیتونیم همیشه در همهٔ شرایط، نظرمون رو ثابت بیان بکنیم...ایده الها طی زمان عوض میشن، چه بخواهیم چه نخواهیم، هر چند که میخواهیم...شاید در یک دورانی میتونستیم از اصلاحات صحبت بکنیم، اما فکر نمیکنم الان در این شرایط هیچ کدوم از شما حتی، شخصاً قبول داشته باشید که این حرفها روزی جامعه عمل خواهند پوشید...
اما ما نمیتونیم همیشه در همهٔ شرایط، نظرمون رو ثابت بیان بکنیم...ایده الها طی زمان عوض میشن، چه بخواهیم چه نخواهیم، هر چند که میخواهیم...شاید در یک دورانی میتونستیم از اصلاحات صحبت بکنیم، اما فکر نمیکنم الان در این شرایط هیچ کدوم از شما حتی، شخصاً قبول داشته باشید که این حرفها روزی جامعه عمل خواهند پوشید...
یک مثال خیلی واضح رو میشه سوریه دانست، که یک موقعی مردمش میخواستند فقط قانون اختیارات کامل دولت بعد از ۴۰ و اندی سال لغو بشه ... الان اما دیگه همه میدونیم که با اتفاقاتی که افتاد مردم از اون خواسته اولی شون گذر کردند... حالا تصور کنید شخصی مثل خاتمی بیاد بگه "نه، ما همچنان خود دولت رو قبول داریم، ولی بشر اسد بره کنار، قانون هم لغو بشه" ... خود شما چه تصوری از یک همچنین نظریّهٔای دارید؟ آیا خود موسوی و کروبی نمیان بگن، طرف داره تٔف میکنه تو صورت همهٔ ما؟
بر همین اساس، من فکر میکنم، اگر کسی داره باعث نه امیدی میشه، خاتمی هست، نه ما، ما داریم نقدش میکنم، خیلی صریح هم نقد میکنیم...ما با خود خاتمی کاری نداریم، اصولا با شخص کاری نداریم، ما با این نظریّهٔ پردازیها که عملا خواهان عقبگرد به یک "دوران طلایی" هستند عدم موافقت خودمون رو نشون میدیم...
No comments:
Post a Comment